آروین آروین ، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

آروین کوچولوی ناز

یادداشت 2

سلام بابایی صبحت بخیر ! امروز ۵ اردیبهشت سال نود من و مامانت مرخصی گرفته ایم که باهم باشیم و باهم بریم خرید. ...
5 ارديبهشت 1390

یادداشت 1

امروز ۴ اردیبهشت سال نود است آروین جونم من و مامانت باهم رفتیم بازار و برای تو یک کاپشن و شلوار آبی خریدیم البته پولش رو مامان و بابا بزرگت داده بودند و همچنین یک شلوار لی و لباس نوزادی ۷ تیکه خریدیم. انشالاه بزودی بیای و انها رو بپوشی مبارکت باشه. آروین جونم مامان فردا از اداره مرخصی گرفته که کمی به خاطر تو استراحت کنه و همچنین از پولی که برای تو پس انداز کرده ایم برویم خرید. شام خونه مادر بزرگ مهمان بودیم شام هم کوکوی لوبیا پخته بود ماهم خوردیم بعد باهم دیگر امدیم خانه مان. خدانگهدارت عزیزم
4 ارديبهشت 1390

یادداشت آغازین

پسرم اکنون تو توی دل مامانی هستی و ان شا اله قراره خرداد ماه به دنیا بیای تو یک فرشته ای که با آمدنت زندگی ما رنگ و بوی بهاری می گیرد تو ثمره عشق ما و زیباترین هدیه خدایی تو با آمدنت بودن را معنی میکنی  من و بابایی خیلی دوستت داریم و بیصبرانه منتظر اومدن عزیزترین هدیه آسمانی هستیم مامان جون و باباجونم خیلی دوستت دارن خاله فاطی برا دیدنت لحظه شماری می کنه از امروز تصمیم گرفتیم تا خاطرات باهم بودنمان را بنگاریم تا به مرور زمان خاک فراموشی بر آن نشیند  عسلم زود بیا که ما بیصبرانه منتظر دیدار تو هستیم  عزیزم پنج شنبه تخت و کمدت رو آوردن خیلی خیلی  خوشگله قرمز و شیری براق ،من و با...
25 فروردين 1390